توضیحات تکمیلی
| وزن | 150 گرم |
|---|---|
| سایز | 6×9 سانتیمتر, 10×15 سانتیمتر, 13×18 سانتیمتر, 15×20 سانتیمتر, 20×30 سانتیمتر |
| جهت طرح | افقی و خوابیده |
| کیفیت طرح و عکس | کیفیت خوب |
محدوده قیمت: 75.000 تومان تا 425.000 تومان
| وزن | 150 گرم |
|---|---|
| سایز | 6×9 سانتیمتر, 10×15 سانتیمتر, 13×18 سانتیمتر, 15×20 سانتیمتر, 20×30 سانتیمتر |
| جهت طرح | افقی و خوابیده |
| کیفیت طرح و عکس | کیفیت خوب |
اگر دوست دارید عکس مورد نظر خودتان را با نوشته مورد علاقهتان سفارش بدهید به این صفحه بروید و از طریق ویرایشگر آنلاین عکس مورد نظر خودتان را با هر متن دلخواهی و با فونتهای مختلف طراحی کنید.
سپس عکس نهایی را از طریق دکمه مشخص شده دانلود کنید و سفارش اختصاصی خودتان را در این صفحه ثبت نمائید.
1- ویرایشگر آنلاین (فتوشاپ آنلاین)
سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی (۱۱ دی ۱۲۸۵ – ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) متخلص به شهریار، شاعر ایرانی بود که به زبانهای فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سروده است. شهریار در سرودن شعر در قالبهایی مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی چیرهدست بود. اما بیشتر در غزل شهره بود. از اشعار مطرح او میتوان به «علی ای همای رحمت»، «خان ننه»، «حیدر بابایه سلام» و «آمدی جانم به قربانت» اشاره کرد.
او در تبریز در خانوادهای بستانآبادی از روستای خُشکِناب به دنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرةالشعرای تبریز به خاک سپرده شد. ۲۷ شهریور را به واسطهٔ روز درگذشت او «روز ملی شعر و ادب» نامیدهاند. مهمترین آثار شهریار به زبان ترکی منظومهٔ حیدربابایه سلام و منظومهٔ سهندیه است که از معروفترین آثار ادبیات ترکی آذربایجانی بهشمار میروند و شاعر در آنها از اصالت و زیباییهای روستای دوران کودکیش و کوه سهند یاد کرده است.
شهریار دوران کودکی را بهعلت شیوع بیماری در شهر در روستاهای قایش قورشاق و خشگناب بستانآباد سپری کرد. او پس از پایان دوران راهنمایی در تبریز، در سال ۱۳۰۰ برای ادامه تحصیل عازم تهران شد و در مدرسه دارالفنون تا سال ۱۳۰۳ و پس از آن در رشته پزشکی ادامه تحصیل داد. حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری بهعلت نرسیدن به معشوق و ناراحتی خیال و پیشآمدهای دیگر ترک تحصیل کرد.
او در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ در سن ۸۱ سالگی درگذشت و دو روز بعد، بنا به وصیت خودش، در مقبرةالشعرا در تبریز به خاک سپرده شد.
شهریار با نام اصلی محمدحسین بهجت تبریزی در ۱۱ دی ۱۲۸۵ هجری خورشیدی از میرآقا بهجت خشگنابی و خانم ننه خشگنابی در محله چایکنار در شهر تبریز متولد شد. دوران کودکی را بهعلت شیوع بیماری در شهر به روستای اجدادیاش خشگناب واقع در شهرستان بستانآباد سفر کرد و مدتی در آنجا سپری کرد. پدرش «میرآقا بهجت خشگنابی» و به روایتی «سید اسماعیل موسوی» نام داشت که در تبریز وکیل بود.
او پس از پایان سیکل در تبریز، در سال ۱۳۰۰ از تبریز رهسپار تهران شد و تحصیلش را در مدرسهٔ دارالفنون تا سال ۱۳۰۳ و پس از آن در رشتهٔ پزشکی ادامه داد.
شهریار در اوایل تحصیل پزشکی در تهران عاشق ثریا دختر عبدالله امیرطهماسبی میشود و چند سال با یکدیگر نامزد بودند. اما در نهایت آن دختر با چراغعلی سالار حشمت معروف به امیر اکرم ازدواج میکند. شهریار حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکترا، تحصیلش را بهعلت شکست عشقی و ناراحتی و خیال و پیشآمدهای دیگر، ترک کرد.
اولین کتاب شعر شهریار به کوشش ابوالقاسم شیوا متخلص به «شهیار» دوست صمیمی او در سال ۱۳۰۸ منتشر گردید.
شهریار در جوانی در تهران با بزرگان هنر و ادب ازجمله ابوالحسن صبا، محمدتقی بهار، ایرج میرزا و عارف قزوینی و در سالهای بعد با نیما یوشیج، هوشنگ ابتهاج، کریم امیری فیروزکوهی و برخی دیگر از هنرمندان دوستی و رابطه داشت.
وی پس از سفری چهارساله به خراسان، برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، به تهران بازگشت. در سال ۱۳۱۳ که شهریار در خراسان بود، پدرش میرآقا خشگنابی درگذشت. او در سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. دانشگاه تبریز شهریار را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکتری افتخاری دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی تبریز را نیز به وی اعطا کرد.
شهریار به هنرهای گوناگونی، بهویژه شعر، موسیقی و خوشنویسی علاقه داشت. او نسخ، نستعلیق و خط تحریری را خوب مینوشت و قرآن را با خط خوش کتابت میکرد. در جوانی، سهتار را به نیکویی تمام مینواخت؛ ولی پس از مدتی در پی تحولاتی درونی، برای همیشه آن را کنار گذاشت. وی معتقد به تحول و تجدید حیات در شعر ادبی بود و آثار این نوگرایی در بیشتر اشعارش دیده میشود. او از کاربرد مضامین نو، پروایی نداشت و در این زمینه، نوآوریهای فراوانی دارد. وی در سرودن انواع گونههای شعر فارسی مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی تبحر داشت؛ اما بیشتر از دیگر گونهها در غزل شهره بود.
در سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود، حیدربابایه سلام را میسراید. در تیر ۱۳۳۱ مادرش درمیگذرد. در مرداد ۱۳۳۲ به تبریز میآید و با نوهٔ عموی خود به نام عزیزه عبدِخالقی ازدواج میکند که حاصل این ازدواج سه فرزند، دو دختر به نامهای شهرزاد (زادهٔ ۱۳۳۳) و مریم (زادهٔ ۱۳۳۶) و یک پسر به نام هادی (زادهٔ ۱۳۳۸) میشود.
شهریار پس از انقلاب ۱۳۵۷ شعرهایی در مدح نظام جمهوری اسلامی ایران سرود.
شهریار، به علت بیماری، ابتدا در بیمارستان امام خمینی تبریز و سپس در بیمارستان مهر تهران بستری شد. او در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ در سن ۸۱ سالگی درگذشت و دو روز بعد، بنا به وصیت خودش، در مقبرةالشعرا در تبریز به خاک سپرده شد. بیت زیر، که از آخرین سرودههای وی است، بر روی سنگ قبر او حک شده است:
وی اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۱۰ با مقدمه ملکالشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. بسیاری از اشعار او به فارسی و زبان ترکی آذربایجانی جزء آثار ماندگار این زبانهاست. منظومه حیدربابایه سلام که در سالهای ۱۳۲۹ تا۱۳۳۰ سروده شده است، از مهمترین آثار ادبی ترکی آذربایجانی شناخته میشود. علاوه بر استادی در شعر، وی استاد سه تار هم بود.
برخی منابع همچون سایت فصل نو ادعا میکنند که شهابالدین مرعشی نجفی از فقهای شیعه درست در لحظهٔ سرودن شعر «علی ای همای رحمت» توسط شهریار در خواب آن را شنیده است.
پیش از شهریار شاعرانی سرودههایی دربارهٔ علی بن ابیطالب با همانندیهایی در وزن، قافیه، ردیف، مضمون و فضای شعری و نزدیک به شعر شهریار داشتهاند. در این راستا شعری شبیه به آن از حسن میرخانی (درگذشتهٔ ۱۳۶۹) متخلص به «بنده» با نام «سحاب رحمت» موجود است که با مطلع «علی ای سحاب رحمت همه مظهر خدایی/ همه خلق ماسوی را به خدای رهنمایی» و شعری نیز از مفتون همدانی معاصر شهریار با مطلع «علی ای همای وحدت تو چه مظهری خدا را/ که خدا نمود زینت به تو تخت انّما را» و شعر مشابه دیگری از میرزا آقا مصطفی افتخارالعلماء متخلص به صبا (دوره ناصری) نیم قرن پیش از شهریار در کتاب افتخارنامه حیدری با مطلع «علی ای سحاب رحمت تو چه آیت خدایی» در دست است.
ایراندوستیِ شهریار در سرودههایش، همچون «سرودهٔ تختِ جمشید» یا در «ستایشِ فردوسی»، بازتابی گسترده دارد.
شهریار که خود از آذربایجان بود و بدان بوم مهری بسیار داشت، آذربایجاندوستیاش بر پایهٔ ایراندوستیاش بود. از همین رو بود که گفت:
شهریار در جایی دیگر نیز پیش از خواندن غزل «پر میزند مرغ دلم با یاد آذربایجان» میگوید: «کانون زبان پهلوی آذربایجان بوده، مرکز ایران آذربایجان بوده، دروازهٔ شرق، دروازهٔ غرب، همه، آذربایجان بوده است».
هنوز بررسیای ثبت نشده است.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.