توضیحات تکمیلی
| وزن | 150 گرم |
|---|---|
| سایز | 6×9 سانتیمتر, 10×15 سانتیمتر, 13×18 سانتیمتر, 15×20 سانتیمتر, 20×30 سانتیمتر |
| جهت طرح | افقی و خوابیده |
| کیفیت طرح و عکس | بسیار با کیفیت, کیفیت خوب |
محدوده قیمت: 75.000 تومان تا 425.000 تومان
| وزن | 150 گرم |
|---|---|
| سایز | 6×9 سانتیمتر, 10×15 سانتیمتر, 13×18 سانتیمتر, 15×20 سانتیمتر, 20×30 سانتیمتر |
| جهت طرح | افقی و خوابیده |
| کیفیت طرح و عکس | بسیار با کیفیت, کیفیت خوب |
اگر دوست دارید عکس مورد نظر خودتان را با نوشته مورد علاقهتان سفارش بدهید به این صفحه بروید و از طریق ویرایشگر آنلاین عکس مورد نظر خودتان را با هر متن دلخواهی و با فونتهای مختلف طراحی کنید.
سپس عکس نهایی را از طریق دکمه مشخص شده دانلود کنید و سفارش اختصاصی خودتان را در این صفحه ثبت نمائید.
1- ویرایشگر آنلاین (فتوشاپ آنلاین)
حسن زیرک (با نام اصلی حسن زلهبوکانی؛ زادهٔ ۸ آذر ۱۳۰۰ در بوکان – درگذشتهٔ ۵ تیر ۱۳۵۱ در بوکان) خواننده و بداههسرای ایرانی کُرد بود که از چهرههای اثرگذار موسیقی فولکلوریک کُردی در سدهٔ بیستم بهشمار میرود. او با ضبط صدها مقام و ترانه با زبان کردی سورانی (بهویژه لهجهٔ بوکانی) و نیز اجرای آثاری به زبانهای فارسی، ترکی آذربایجانی، هورامی، لری و ارمنی، در حفظ و انتقال موسیقی کُردی ناحیهٔ مکریان نقش مهمی ایفا کرد. شمار آثار ضبطشدهٔ او در منابع مختلف بیش از ۷۰۰ اثر ذکر شده و برخی گزارشها رقمهای بالاتری نیز مطرح کردهاند.
زیرک فعالیت حرفهای خود را در رادیو کردی بغداد آغاز کرد و از اوایل دههٔ ۱۳۳۰ خورشیدی بهعنوان خوانندهٔ این رادیو شناخته شد. پس از بازگشت به ایران، با رادیو کردی تهران و سپس رادیو کردی کرمانشاه همکاری کرد و با نوازندگانی چون مجتبی میرزاده، حسین یاحقی، حسن کسایی و جلیل شهناز به ضبط آثار پرداخت. دربارهٔ توانایی بداههسرایی و ساخت همزمان شعر و ملودی توسط او، نقلقولهایی از شهرام ناظری و مجتبی میرزاده منتشر شده است.
زندگی حرفهای او با فراز و نشیبهایی همراه بود؛ از جمله اخراج از رادیو کرمانشاه که بهگفتهٔ برخی منابع، به دلایل اداری یا اختلافات داخلی صورت گرفت. همچنین بر پایهٔ برخی روایتها، او مدتی در عراق و سپس در ایران بازداشت شد. حسن زیرک، ترانههایی برای خاندان پهلوی نیز اجرا کرده است.
حسن زیرک در ۵ تیر ۱۳۵۱ در بوکان درگذشت و علت رسمی مرگ او سرطان کبد اعلام شد. با این حال، در برخی آثار و روایتهای منتششرشده پس از مرگش، ادعای مسمومیت و نقش داشتن ساواک در مرگ او مطرح شده است. در مقابل، شماری از چهرههای کُرد، از جمله حسین خلیقی، نسبت دادن مرگ او به ساواک را رد کرده و این ادعا را بیاساس دانستهاند.
امروزه حسن زیرک در میان بخش گستردهای از جامعهٔ کُرد بهعنوان یکی از نمادهای موسیقی و هویت فرهنگی شناخته میشود و آثارش همچنان در ایران، عراق و دیگر مناطق کُردنشین شنیده میشود.
حسن زیرک با نام خانوادگی اصلی «زلهبوکانی» در ۸ آذر ۱۳۰۰ خورشیدی در محلهٔ قلعهٔ سردار شهر بوکان در استان آذربایجان غربی زاده شد. او در کودکی پدرش را از دست داد. بهدلیل شرایط خانوادگی، تحصیلات رسمی نداشت و در سالهای نوجوانی به مشاغل مختلف برای امرار معاش پرداخت. زیرک دو خواهر و دو برادر داشت.
پدر او، عبدالله زلهبوکانی (در کُردی «زل» بهمعنای بزرگ و تنومند)، در دوران کودکی وی درگذشت. مادرش آمنه پس از مدتی ازدواج مجدد کرد. بنا به روایت میدیا زندی، همسر اول حسن زیرک، پس از شهرت او با نام هنری «زیرک»، پیشنهاد تغییر نام خانوادگی به این نام مطرح شد.
دوران نوجوانی حسن زیرک پس از درگذشت پدرش و ازدواج مجدد مادرش با دشواریهایی همراه بود. وی در این دوره و در سالهای جوانی، برای امرار معاش به مشاغل مختلفی از جمله کارگری، شاگردی در شربت و شیرینیفروشی، کار در چایخانه و سایر فعالیتهای مشابه در بوکان و دیگر شهرها اشتغال داشت.
زیرک از حدود هفت یا هشتسالگی به ترانه و خوانندگی علاقهمند بود. در آن زمان، برخی افراد خوشصدا در بوکان بهصورت غیررسمی در محافل و مراسمهای مختلف به اجرای آواز میپرداختند. یکی از این افراد، خوانندهای یهودی به نام «شنگهجو» بود که زیرک به ترانههای او گوش میداد و بنا بر برخی روایتها، احتمال میرود که وی نخستین آموزگار غیررسمی حسن زیرک بوده باشد. علاقهٔ فراوان زیرک به موسیقی موجب شد با شماری از افراد محلی دارای صدای خوش در منطقهٔ بوکان آشنا شود و از آنان آموزش ببیند. از جملهٔ این افراد میتوان به محمدحسین خاتون صفیه و شیخ جعفر زنبیل اشاره کرد که نکاتی دربارهٔ آواز و شیوهٔ خواندن به او آموختند.
در دورهٔ جوانی، حسن زیرک در جریان یک حادثهٔ رانندگی دچار مشکل قانونی شد. بنا بر روایتی، وی در حالی که شاگرد رانندهٔ یک خودرو در مسیر سقز–بانه بود و راننده حضور نداشت، اقدام به رانندگی کرده و بهدلیل ناتوانی در کنترل خودرو، حادثهای رخ داد که به مرگ یک نفر انجامید. پس از این واقعه، او خودرو و محل حادثه را ترک کرد و مدتی مخفی شد. در نهایت خود را تسلیم کرد و پس از گذراندن دورهٔ زندان، ایران را ترک کرد و برای تأمین معاش به عراق و شهر بغداد رفت.
در سال ۱۳۲۶، زمانی که حسن زیرک در عراق اقامت داشت، در مسافرخانهٔ شمال (به عربی: فندق شمال) به شاگردی مشغول بود. او به مدت چهار سال در این هتل کار کرد. در یکی از روزها، هنگام نظافت، در حال زمزمهٔ یکی از ترانههای خود بود که علی مردان، خوانندهٔ سرشناس کُرد و از مسافران آن مسافرخانه، صدای او را شنید. علی مردان پس از شنیدن آواز زیرک، او را صدا کرد و پرسید: «جوان، تو کی هستی؟» زیرک پاسخ داد که اهل بوکان است و نامش حسن است. علی مردان به او پیشنهاد کرد که همراهش به رادیو بغداد برود و در این مسیر به او کمک کرد. در پی این آشنایی، حسن زیرک از سال ۱۳۳۲ خورشیدی در بخش کردی رادیو بغداد به کار مشغول شد.
دربارهٔ چگونگی ورود حسن زیرک به رادیو کردی بغداد نیز روایتهای متفاوتی وجود دارد. جلال طالبانی در سال ۲۰۰۰ میلادی با انتشار عکسی قدیمی (مربوط به سال ۱۹۵۴ میلادی) از خود در کنار فردی شبیه به زیرک در مقابل یک مسافرخانه، در مجلهٔ خاک ادعا کرد که او حسن زیرک را در مسافرخانهٔ الشمال اکتبر دیده و شناسایی کرده و به همین دلیل وی را به رادیو کردی معرفی کرده است. همچنین خانوادهٔ حسن زیرک که در تهران سکونت دارند، این روایت را تأیید کردهاند.
ورود حسن زیرک به رادیو کردی بغداد همزمان با آغاز دههٔ ۱۹۵۰ میلادی بود. او بنا بر گفتهٔ خود، در آن دوره با چهرههای شاخص موسیقی کُردی از جمله علیمردان، حسن و محمد عارف جزراوی، شمال صائب، ویلیام یوحنا، طاهر توفیق، آندریاس خمو (باکوری)، الیاس فرنگی و قادر دیلان آشنا شد. در همان سالهای نخست فعالیت در رادیو بغداد، به دلیل آشنایی عمیق با ملودیها و ترانههای کردی منطقهٔ مکریان و اجرای آنها، مورد توجه شنوندگان قرار گرفت و به شهرت دست یافت. در سال ۱۳۳۷، پس از بازگشت به بوکان، عبدالله مفتیزاده از اهالی سنندج به بوکان رفت و از او دعوت کرد تا به رادیو کردی تازهتأسیس تهران بپیوندد.
حسن زیرک در سال ۱۳۳۷ با کسب اجازه از مسئولان رادیو کردی بغداد تصمیم به بازگشت به ایران گرفت. هنگام بازگشت به زادگاه خود، بوکان، با استقبال همشهریانش روبهرو شد و به دلیل کسب شهرت و محبوبیت گسترده، مورد تحسین و شادباش مردم قرار گرفت.
در سال ۱۳۳۷ پادشاهی عراق در کودتایی به رهبری عبدالکریم قاسم سقوط کرد و در عراق حکومت جمهوری اعلام شد. حسن زیرک که در بازگشت به بوکان، احساسات دوستانهٔ علاقهمندانش را دیده و تحت تأثیر قرار گرفته بود، پس از مدتی تصمیم به بازگشت به عراق میگیرد. در هنگام تدارک بازگشت، خبر کودتا در عراق موجب تشویش و نگرانی زیرک میگردد، زیرا زمانی که در رادیو به خوانندگی اشتغال داشته به مناسبت تاجگذاری ملک فیصل پادشاه عراق ترانهای اجرا کرده بود. سربند این ترانه در وصف پادشاه عراق این چنین بوده است:
تبلیغات و سخنرانیهای گسترده در رادیو بغداد علیه حاکمان معزول نظام پیشین و تظاهرات فراوان و اعلامیهها و خطابههای پی در پی قشرهای مردم عراق و به ویژه کردها در تأیید اقدام انقلابی عبدالکریم قاسم در براندازی پادشاهی، زیرک را به ماندن در ایران و عدم بازگشت به عراق تا روشن شدن وضعیت سیاسی آن کشور وامیدارد.
زیرک همکاری خود را با این مرکز، از سال ۱۳۳۷ که بخش کردی رادیو ایران در تهران گشایش یافت، آغاز کرد. در شهر تهران برادران مفتیزاده، صدیق و عبدالرحمن از دستاندرکاران رادیو کردی تهران بودند. مفتیزادهها، احمد مفتیزاده را به همکاری دعوت کردند و او هم «حسن زیرک» را با خود همراه کرد و راهی تهران شدند. حضور زیرک در تهران و در رادیو کردی آنجا موجب خوشحالی دستاندرکاران شد و به این ترتیب حسن زیرک به صورت رسمی به عنوان خواننده در آن رادیو پذیرفته شد.
طبق تعهدنامهای به تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۳۷ توسط محمد کیهان از مسئولان گمنام تأسیس رادیو کُردی در تهران دال بر پرداخت ماهیانه دوازده هزار ریال به زیرک جهت اجرای آهنگهای کُردی نشان از آغاز همکاری این خواننده در رادیو کردی پایتخت دارد. آثاری که حسن زیرک در رادیو کردی تهران به ضبط رساند، اغلب با ساز استادانی همچون حسین یاحقی، حسن کسایی، جلیل شهناز، جهانگیر ملک، احمد عبادی، و با سرپرستی مشیر همایون شهردار همراه بود.
در مرداد ۱۳۴۱، با تعطیلی رادیو کردی تهران، حسن زیرک و همکارانش به کرمانشاه منتقل شدند. در این دوره، عنوان رادیو کردی کرمانشاه به «بخش کردی رادیو ایران» تغییر یافت. به این ترتیب، برنامهٔ محلی پیشین متوقف شد و ساختار جدیدی با ماهیت رادیوی برونمرزی شکل گرفت. همزمان، ساعات پخش برنامهها افزایش یافت و دامنهٔ پوشش آن علاوه بر کشورهای منطقه، بخشهای وسیعی از اروپا و خاورمیانه را نیز دربر گرفت. حضور حسن زیرک در کرمانشاه و پیوستن او به مجموعهٔ رادیو، موجب افزایش فعالیت و پویایی ارکستری شد که از چند سال پیش فعال بود و در زمینهٔ تولید موسیقی و ترانههای کُردی فعالیت میکرد.
سرپرستی آن ارکستر بر عهدهٔ محمد عبدالصمدی، نوازندهٔ کلارینت بود. در سالهای بعد، محمود بلوری نوازندهٔ عود و گروهبان موزیک زید یحیایی (نوازندهٔ کلارینت) نیز به این مجموعه پیوستند. همکاری حسن زیرک در رادیو کردی کرمانشاه با هنرمندان برجستهٔ کرمانشاهی از جمله مجتبی میرزاده (ویولن)، محمد عبدالصمدی (قرهنی)، اکبر ایزدی (سنتور)، استوار درویشی (تار)، بهمن پولکی و مرتضی صنعتی قصری (ویولن و تیمپو) منجر به تولید آثاری شد که از برجستهترین آثار او بهشمار میروند. حسن زیرک با وجود محرومیت از تحصیلات رسمی بهدلیل شرایط دشوار زندگی، استعداد قابل توجهی در سرودن شعر و آهنگسازی به زبان کُردی داشت. این توانایی در کنار صدای منحصربهفرد او موجب شد ترانههایش در سراسر مناطق کردنشین محبوبیت یابد و آثار او همچنان در مناطق کردنشین، بهویژه در ایران و عراق، در فضاهای عمومی شنیده شود. در زمینهٔ ترانهها و ملودیها، حسن زیرک با مجتبی میرزاده که در آن زمان ۱۶ سال داشت، دربارهٔ موسیقی گفتوگو میکرد و اطلاعات گستردهای دربارهٔ ترانههای کُردی در اختیار او قرار میداد. این ارتباط موجب شکلگیری رابطهای نزدیک میان آن دو شد. میرزاده بارها اشاره کرده است که حضور حسن زیرک در کرمانشاه برای او مفید بوده، زیرا از طریق او با بخش مهمی از موسیقی کُردی آشنا شده و بسیاری از ملودیها را شناخته است. به گفتهٔ او، این آشنایی موجب تغییر و شکلگیری سبک نوازندگیاش شد که میتوان آن را بخشی از موسیقی کردستان دانست. حسن زیرک طی حدود سه سال اقامت در کرمانشاه از حقوق و مزایای مناسبی برخوردار بود. در این دوره، روزانه شماری از علاقهمندان از مناطق مختلف ایران و عراق به دیدار او میآمدند و وی در منزل خود از آنان پذیرایی میکرد.
پس از کسب شهرت، برخی افراد در ایران مانع ادامهٔ فعالیت حسن زیرک شدند و او را به دلایل مختلف از رادیوهای تهران و کرمانشاه اخراج کردند. در سالهای ۱۳۴۱ و ۱۳۴۳ وضعیت شغلی او دچار افت شد و پرداخت حقوق وی متوقف گردید. در همین زمینه، رئیس وقت برنامهٔ کردی، شکرالله بابان، اظهار کرده بود: «ما نزدیک به ۱۵۰۰ ترانه با صدای حسن زیرک داریم، دیگر نیازی به خود او نیست.»
در سال ۱۳۹۶، عارف ابراهیمپور در برنامهای از دویچه وله موضوع اختلاف و اخراج حسن زیرک توسط مظهر خالقی از رادیو کرمانشاه را مطرح کرد. این موضوع در شبکههای اجتماعی با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد. در ادامه، حسامالدین امین در خصوص رابطهٔ حسن زیرک و خالقی اظهار داشت که برخوردهای نامناسبی با زیرک صورت گرفته و وی از عوامل دشواریهای او بوده است.
پس از اخراج از رادیو کرمانشاه، حسن زیرک با هدف همکاری مجدد با رادیو کردی بغداد به عراق رفت، اما در آنجا بازداشت شد. وی به مدت ۱۸ ماه زندانی و شکنجه شد و پس از رها شدن در مرز ایران و عراق، توسط ساواک بازداشت و به زندان کرمانشاه منتقل شد. او دربارهٔ شرایط بازداشت خود در عراق در یکی از نوارهای صوتی چنین گفته است:
۱۸ شب در زندان کرکوک بودم. شش ماه توسط سازمان امنیت ملی عراق بارها شکنجه شدم. مرا از شهری به شهر دیگر میبردند و کسی از حال من اطلاعی نداشت. اگر ایران نبود، آزاد نمیشدم.
پس از آزادی، وی در ایران به اتهام جاسوسی توسط ساواک بازداشت و مدتی در زندان کرمانشاه نگهداری شد. پس از این دوره، تلاش او برای بازگشت به رادیو بینتیجه ماند و از آن زمان به اجرای برنامه در مراسم عروسی و محافل محلی روی آورد. محمد کمانگر، از کارمندان وقت رادیو کرمانشاه، دربارهٔ دیدار خود با زیرک در زندان گفته است:
از زندان کرمانشاه با من تماس گرفتند و گفتند آشنای شما اینجاست. زمانی که رفتم، او را دیدم؛ بسیار ضعیف شده بود. به من گفت پس از آزادی از زندان عراق، در مرز ایران و عراق به اتهام جاسوسی بازداشت و به زندان کرمانشاه منتقل شده است.
در برخی روایتها، دربارهٔ زمینهٔ بازداشتهای حسن زیرک، به ارتباط احتمالی او با فعالیتهای سیاسی اشاره شده است. با این حال، دربارهٔ ماهیت این اتهامات و میزان ارتباط وی با جریانهای سیاسی، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. ناصر رزازی، هنرمند کُرد، در یک گفتوگوی تلویزیونی اظهار داشته است که برخی اعضای کُرد حزب توده از حسن زیرک برای انتقال نامههای سیاسی (بهمنظور ارتباط با حزب دموکرات کردستان ایران) استفاده میکردند. وی همچنین به نقش افرادی از جمله غنی بلوریان در این زمینه اشاره کرده است و معتقد است برخی اطرافیان زیرک در مشکلات و آوارگی او تأثیر داشتهاند.
در مقابل، حسین خلیقی (سیاستمدار کُرد و از اعضای سابق حزب دموکرات کردستان ایران) تأکید کرده است که حسن زیرک فردی غیرسیاسی، ساده، صادق و بیآلایش بوده و علاقهٔ اصلی او صرفاً به خوانندگی معطوف بوده است. وی هرگونه فعالیت سیاسی سازمانیافته از سوی زیرک را رد کرده است.
حسن زیرک بهطور رسمی دو بار ازدواج کرد. همسر نخست او میدیا زندی، گویندهٔ بخش کردی رادیو تهران بود. از این ازدواج دو دختر به نامهای مهتاب (آرزو) و مهناز (ساکار) داشت و برای آنان چند ترانه اجرا کرده است. میدیا زندی در ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ در تهران درگذشت. همسر دوم او رابعه نام داشت. به گفتهٔ وی، حسن زیرک اظهار کرده بود که ۲۸۰۰ ترانه ضبط کرده است و از سرنوشت بخشی از آنها اطلاع ندارد. رابعه در ۱۸ خرداد ۱۴۰۲ در سقز درگذشت.
میدیا زندی، همسر نخست حسن زیرک و گویندهٔ بخش کُردی رادیو تهران، دربارهٔ او نوشته است:
«حسن زیرک نزدیک به هزار ترانه در تهران و کرمانشاه اجرا کرده بود و به همین دلیل روزانه نزدیک به دوهزار نامه برای او ارسال میشد؛ حتی در برخی نامهها مبلغی پول قرار میدادند تا ترانهٔ مورد درخواستشان پخش شود. برنامههای کردیِ رادیو تهران و کرمانشاه بهسبب صدای او مورد توجه گسترده قرار گرفته بود و آن زمان برنامهٔ «ما و شنوندگان» روزانه دو بار پخش میشد. صدای رسا و دلنشین او موجب رونق برنامههای کردی در تهران و کرمانشاه شد. با وجود این خدمات، وی دیگر به رادیو راه نیافت و کنار گذاشته شد، در حالی که در ۲۸ مرداد ۱۳۴۱، با افزایش توان فرستندهٔ رادیو کردی کرمانشاه به صد کیلووات، صدای او به تمامی شهرها و روستاهای کُردنشین میرسید.»
شهرام ناظری دربارهٔ حسن زیرک گفته است:
«او نابغهای واقعی بود؛ هنگام ورود به استودیو همزمان شعر میسرود، آهنگ میساخت و اجرا میکرد. با وجود نداشتن سواد خواندن و نوشتن، موسیقی را بهصورت الهامی اجرا میکرد و از نوابغ موسیقی کردی بهشمار میرود.»
مجتبی میرزاده، نوازندهٔ ویولن و تنظیمکنندهٔ آثار زیرک در دههٔ ۱۳۴۰ در ارکستر رادیو کردی کرمانشاه، گفته است:
«او با وجود نداشتن سواد، اشعار آثارش را بداهه میسرود و حافظهای بسیار قوی در حفظ شعر و مقامهای کردی داشت. حسن زیرک در موسیقی کُرد تکرار نخواهد شد و آثارش در ایران و خارج از کشور جایگاه بالایی دارد.»
بیژن کامکار دربارهٔ او اظهار کرده است:
«حسن زیرک از برجستهترین چهرههای موسیقی کُرد است و بسیاری از آثار امروزی از او الهام گرفتهاند. شهرت او محدود به ایران نیست و در کشورهای اروپایی و سراسر مناطق کردنشین ادامه دارد.»
عارف ابراهیمپور دربارهٔ همکاری خود با حسن زیرک گفته است:
«صدای او بسیار قدرتمند و نافذ بود و انسانی مهربان بود. همیشه مظهر خالقی را نفرین میکنم که با ایرادهای بیخودی او را از رادیو کرمانشاه اخراج کرد. بعدها شنیدم که حسن زیرک افتاد به مراسم عروسی و در نهایت در بوکان درگذشت.»
عزتالله قلندرلکی دربارهٔ شرایط ضبط آثار او گفته است:
«اوج صدای حسن زیرک بسیار بالا بود و میکروفونها توان ثبت کامل صدای او را نداشتند؛ به همین دلیل تجهیزات در نقاط مختلف استودیو قرار داده میشد.»
ناصر رزازی اظهار داشته است:
«او را دو بار در سنندج دیدهام. برخی اعضای حزب توده از او برای جابهجایی نامههای سیاسی استفاده میکردند و اطرافیانش در آوارگی او نقش داشتهاند.»
فرانسیس داوود و خالد سرکار دربارهٔ توانایی بداههپردازی او گفتهاند:
«در یکی از نشستها، پس از شنیدن یک قطعهٔ ارمنی–آشوری، آن را به ترانهٔ کردی تبدیل کرد که با نام «ئوخهٔ ئوخهٔ لهو بالایه» شناخته شد.»
سالهای پایانی زندگی حسن زیرک با کاهش فعالیت هنری او همراه بود. در برخی منابع به دشواریها و فشارهایی در دورههای مختلف زندگی او اشاره شده است؛ از جمله زندانیشدن در عراق، بازداشت در ایران و قطع همکاری با رادیو کردی کرمانشاه. در نوارهایی که از سالهای پایانی زندگی او برجای مانده، جملاتی از زبان خود او نقل شده است که نشاندهندهٔ نارضایتی و دلخوریاش از شرایط هنری و اجتماعی زمانه است:
«هنر برای من بهرهای نداشت. چون کُردم و به زبان کُردی صحبت میکنم. هنر نزد کُرد جایگاهی ندارد. آخر مرگم نزدیک است و خداحافظی کنم و زیر خاک بروم و دیگر هیچ کُردی را نبینم.»
او مدتی در اشنویه اقامت داشت و سپس در پی شدت گرفتن بیماری به بوکان بازگشت و در بیمارستان این شهر بستری شده بود.
حسن زیرک در ۵ تیر ۱۳۵۱ (۲۶ ژوئن ۱۹۷۲) در سن ۵۰ سالگی در بوکان درگذشت. در برخی منابع علت مرگ او سرطان کبد ذکر شده است. وی ابتدا در قبرستان بوکان دفن شد، اما چند روز بعد بنا به وصیت خودش، توسطِ خانوادهاش و روحانیون بوکان، نبش قبر شد و پیکرش به دامنهٔ کوه نالشکینه منتقل شد.
دربارهٔ علت مرگ حسن زیرک روایتهای متفاوتی مطرح شده است. برخی منابع کُردی مرگ او را ناگهانی و ناشی از مسمومیت دانستهاند. در کتابی با عنوان «ساواک چرا حسن زیرک را کشت» نیز ادعای مسمومیت مطرح شده و در آن گفته شده است که وی در مراسمی در مهاباد مسموم شده است.
در مقابل، در میانِ اهالی بوکان و نزدیکان او، دخالت سازمان امنیت و اطلاعات وقت ایران (ساواک) در مرگ وی رد شده و علت مسمومیت منجر به بیماری، به رقابتهای شخصی نسبت داده شده است.
حسین خلیقی، عضو سابق حزب دموکرات کردستان ایران، در گفتوگویی تلویزیونی اظهار داشته است که بر اساس دانستهها و نزدیکی او به زیرک، روایت رسمیِ بیماری را محتملتر میداند و فرضیهٔ دخالتِ ساواک را تکذیب کرده است.
همچنین در مستندی از شبکهٔ کُردستان ۲۴ که در سال ۱۳۹۸ پخش شد، به روایت مسمومیت اشاره شده است.
رادیو بیبیسی فارسی در زمان درگذشت او، از حسن زیرک به عنوان یکی از هنرمندان برجستهٔ موسیقی کُردی یاد کرده است.
حسن زیرک علاوه بر اجرای ترانههای کردی، در برخی آثار خود به سرودن شعر و آهنگسازی نیز پرداخته و در مواردی تغییراتی در متن، قافیه یا وزن اشعار اعمال کرده است. آثار او محدود به زبان کردی نبوده و ترانههایی به زبان فارسی، ترکی آذربایجانی و لری نیز اجرا کرده است.
برخی ترانههای او در خارج از ایران نیز بازخوانی شدهاند و در مواردی بدون اشاره به نام اثر اصلی یا با تغییراتی در متن مورد استفاده قرار گرفتهاند.
برخی از ترانههای حسن زیرک در ترکیه با تنظیم یا ترجمهٔ جدید اجرا شدهاند، از جمله:
بر اساس برخی منابع، ملودی ترانهٔ «Ankara’nın Taşına Bak» با ملودی ترانهٔ «نیشتمان» از آثار حسن زیرک شباهت دارد.
هنوز بررسیای ثبت نشده است.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.