توضیحات تکمیلی
| وزن | 150 گرم |
|---|---|
| ابعاد | نامعلوم |
| سایز | 6×9 سانتیمتر, 9×12 سانتیمتر, 10×15 سانتیمتر, 13×18 سانتیمتر, 15×20 سانتیمتر, 20×30 سانتیمتر |
| جهت طرح | افقی و خوابیده |
| کیفیت طرح و عکس | کیفیت خوب |
محدوده قیمت: 85.000 تومان تا 450.000 تومان
| وزن | 150 گرم |
|---|---|
| ابعاد | نامعلوم |
| سایز | 6×9 سانتیمتر, 9×12 سانتیمتر, 10×15 سانتیمتر, 13×18 سانتیمتر, 15×20 سانتیمتر, 20×30 سانتیمتر |
| جهت طرح | افقی و خوابیده |
| کیفیت طرح و عکس | کیفیت خوب |
امیر هوشنگ ابتهاج (۶ اسفندِ ۱۳۰۶ – ۱۹ مردادِ ۱۴۰۱)، متخلّص به ه. ا. سایه، شاعر و پژوهشگرِ ایرانی بود. به اعتقاد بسیاری از نویسندگان و شاعران او را بزرگترین غزلسرای معاصر مینامند. او نخستین کتابش به نام نخستین نغمهها را در سال ۱۳۲۵ منتشر کرد. از آثار دیگر او میتوان به تصنیف تو ای پری کجایی، سپیده، به یاد عارف و غزلهای در کوچهسار شب، حصار و ارغوان اشاره کرد. او در رادیو از ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ سرپرست برنامهٔ گلها و نیز پایهگذار برنامهٔ موسیقایی گلچین هفته بود.
امیر هوشنگ ابتهاج، در روز یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۰۶، در رشت، در خانوادهای بهایی زاده شد. پدرش آقاخان ابتهاج از پزشکان رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود و مادرش فاطمه رفعت نام داشت. پدربزرگ او ابراهیم ابتهاج الملک گرکانیو مادربزرگش اهل رشت بود. در زمانِ تسلّطِ جنگلیها پدربزرگش را یک اسلامگرای تندرو به تحریکِ ملّایانِ قشریِ حامیِ روس با داس کشت.
برادران ابتهاج، یعنی غلامحسین ابتهاج، ابوالحسن ابتهاج و احمدعلی ابتهاج، اعمامِ امیرهوشنگ بودند.
هوشنگ ابتهاج دورهٔ تحصیلات دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را با نام نخستین نغمهها منتشر کرد.
ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی دستمایه اشعار عاشقانهای شد که در آن ایام سرود. بعدها که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد ابتهاج شعری به نام (دیرست گالیا…) با اشاره به همان روابط عاشقانهاش در گیر و دار مسائل سیاسی سرود.
سایه در سال ۱۳۴۶ بر آرامگاه حافظ در جشن هنر شیراز شعرخوانی کرد که باستانی پاریزی در سفرنامهٔ معروف خود، از پاریز تا پاریس، استقبال شرکتکنندگان و هیجان آنها پس از شنیدن اشعار سایه را شرح میدهد و مینویسد که تا پیش از آن هرگز باور نمیکرده است که مردم از شنیدن یک شعر نو تا این حد هیجانزده شوند.
تعدادی از غزلها، تصنیفها و اشعار نیمایی او را هنرمندانی نظیر محمدرضا شجریان، احمدظاهر، علیرضا افتخاری، شهرام ناظری، حسین قوامی و محمد اصفهانی اجرا کردهاند. تصنیف خاطرهانگیز تو ای پری کجایی و تصنیف سپیده (ایران ای سرای امید) از اشعار سایه است.
سایه پس از واقعهٔ میدان ژاله (۱۷ شهریور ۱۳۵۷) بههمراه محمدرضا لطفی، محمدرضا شجریان و حسین علیزاده به نشانهٔ اعتراض به حکومت پهلوی از رادیو استعفا داد.
ابتهاج مدتی بهعنوان مدیرکل شرکت دولتی سیمان تهران به کار اشتغال داشت.
وی در سال ۱۳۶۶ همراه خانواده خود به آلمان مهاجرت کرد و تا پایان عمر به ایران سفر میکرد. او در ۱۳۳۲ با همسرش، شاعر آلما مایکیال (۲۲ فروردین ۱۳۱۱ – ۱۸ اسفند ۱۴۰۰) که ارمنیتبار بود، آشنا شد و با او زندگی میکرد. آنها در ۱۳۳۷ با یکدیگر ازدواج کردند. او از این ازدواج چهار فرزند به دنیا آورد: یلدا (زاده ۱۳۳۸)، کیوان (زاده ۱۳۳۹)، آسیا (زاده ۱۳۴۰) و کاوه (زاده ۱۳۴۱).
خانه شخصی سایه که خود آن را ساخته (به اشتباه میگویند سازمانی بوده است) در سال ۱۳۸۷ با نام خانهٔ ارغوان به ثبت سازمان میراث فرهنگی رسیده است. دلیل این نامگذاری وجود درخت ارغوان معروفی در حیاط این خانه است که سایه شعر ارغوان خود را برای آن درخت گفته است.
از مهمترین آثار هوشنگ ابتهاج تصحیح او از غزلهای حافظ است که با عنوان حافظ به سعی سایه نخستینبار در ۱۳۷۲ نشر کارنامه به چاپ رساند و بار دیگر با تجدیدنظر و تصحیحات تازه منتشر شد. سایه سالهای زیادی را صرف پژوهش ادبی و حافظشناسی کرده که این کتاب حاصل تمام آن زحمتهاست که سایه در مقدمه آن را به همسرش پیشکش کرده است.
در ۱۰ مهر ۱۳۹۵ بیست و سومین جایزهٔ ادبی و تاریخی محمود افشار یزدی در باغ موقوفات افشار به انتخاب اعضای هیئت گزینش جایزهٔ این بنیاد به هوشنگ ابتهاج اهدا شد.
در ۱۲ مهر ۱۳۹۷ در مراسم پایانی ششمین جشنواره بینالمللی هنر برای صلح، نشان عالی «هنر برای صلح» به هوشنگ ابتهاج و ۳ هنرمند دیگر اهدا شد.
هوشنگ ابتهاج در ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ در سن ۹۴ سالگی در شهر کلن آلمان به علت نارسایی کلیه و کهولت سن درگذشت. پیکر او صبح شنبه ۵ شهریور ۱۴۰۱ در باغ محتشم رشت به خاک سپرده شد.
به گفتهٔ خودش او هرچهقدر که به زندگی عشق میورزید، به مرگ فکر نمیکرد.
وقتی مسعود بهنود از او پرسید که رابطهاش با مرگ چطور است، پاسخ داد: «شما هیچوقت با مرگ روبهرو نمیشوید. تا زندهاید، زندهاید. اصلاً مرگ وجود ندارد. موقع مرگ زنده نیستید. اصلاً نمیدانید یعنی چه. از چه میترسید؟ چیزی که هرگز نمیتواند اتفاق بیفتد. تا وقتی شما هستید اتفاق نمیافتد. موقعی اتفاق میافتد که شما نیستید.»
از این میان سیاه مشق و تاسیان تنها دفترهایی هستند که ابتهاج با تجدیدنظر در محتوا به چاپهای بعدی رساند. این دو دفتر، مجموعه و چکیدهٔ همهٔ شعرهای اوست. بانگ نی نیز در پاییز ۱۳۹۵ بدون آگاهی او منتشر شد.
او از کودکی به موسیقی و شعر علاقه داشت. گفته خودش حافظه خوبی داشت و آوازهایی را که از رادیو میشنید به راحتی به یاد میسپرد و آنها را مینوشت و با اشعار شاعران کلاسیک ایرانی مقایسه میکرد. او گفته بود «موسیقی اگر نگویم قبل از شعر بود ولی باعث شناختن شعر شد.» او در سال ۱۳۹۷ به بیبیسی فارسی گفت: «یکی از افسوسهای من -هنوز هم در این آخر عمر- غصهام این است که ای کاش به جای شعر، یک اتفاقی میافتاد و من دنبال موسیقی میرفتم».
ابتهاج از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ پس از کنارهگیری داوود پیرنیا سرپرست برنامهٔ گلها در رادیوی ایران و پایهگذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود. مدیریت او در برنامه گلهای جدید فصل مهمی از موسیقی سنتی و کلاسیک ایران را در دهه ۱۳۵۰ رقم زد.
او با اهل موسیقی ارتباط نزدیکی داشت. از جمله با محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان در سالهای پیش از انقلاب همکاری نزدیکی داشت. محمدرضا لطفی با پشتیبانی او توانست کانون فرهنگی و هنری چاووش را تأسیس کند. بسیاری از خوانندگان سرشناس ایرانی، سرودههای ابتهاج را خواندهاند. همچنین گزینش نام همایون شجریان به پیشنهاد ایشان به استاد محمدرضا شجریان صورت گرفته است، که شرح آن در قسمتی از گفتگوی با عادل فردوسی پور نقل شده است.
هنوز بررسیای ثبت نشده است.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.